مشخصات مقالـه |
|
| تیتر مقاله | Operations Management in the Age of the Sharing Economy: What Is Old and What Is New? |
| نویسندگان | Saif Benjaafar و Ming Hu |
| تاریخ انتشار | اول آگوست 2019 |
| نشانی | https://doi.org/10.1287/msom.2019.0803 |
تعریف اقتصاد اشتراکی:
اشاره دارد به مدلی از کسب و کار که به وسیله واسطه گری بسیاری از خریداران کوچک (چه خدمات و چه محصولات) را به انبوه تامین کنندگان متصل می نماید. این فرآیند در بستر آنلاین (پلتفرم آنلاین) صورت می گیرد.
این مقاله چالش های به وجود آمده در این نوع کسب و کار را با مدل های کلاسیک مدیریت عملیات مقایسه کرده، از موارد قدیمی آن استفاده برده و موارد جدید را برای تحقیقات آتی شناسایی می نماید. بدین منظور از سه اپلیکیشن (برنامه) متعارف و معمول کمک می گیریم.
دسته اول: اشتراک منابع یک به یک
مالک، دارایی های خود را به صورت کوتاه مدت به افراد غیر مالک اجاره می دهد. مانند اجاره کوتاه مدت خودرو (مالکان مستقل) به رانندگان (مشتریان مستقل)
در یک جامعه که همه در یک سطح قرار دارند ترجیح بر این است که همه با هم برابر باششند (مالک باشند) در حالی که در جامعه ای که سطوح مختلف وجود دارد، افراد با سطوح پایین تر ترجیح می دهند که غیر مالک باشند. این احساس، موفقیت تطابق مالک و غیر مالک را بیشتر کرده و نارضایتی های مرتبط با این تطابق (مانند قیمت اجاره و …) تعدیل می گردد.
خصوصیات (در مقایسه با عرضه و تقاضای سنتی):
- استفاده از منابع را افزایش می دهد که ممکن است مسئله ساز شود (از لحاظ محیط زیست، قیمت، فرهنگ و …)
- حجم زیاد در عرضه و تقاضا: اصطکاک بازار از جمله هزینه های جستو، هزینه های معامله وخطرات اخلاقی را کاهش می دهد. امکان مشارکت طرفین عرضه و تقاضا در حجم کوچک را افزایش می دهد.
- طرف عرضه از طرف تقاضا متمایز نیست: بدین ترتیب که داشتن افراد بیشتر که به عنوان مالک انتخاب می شوند به معنای اجاره کنندگان کمتر است و بالعکس.
- عرضه باعث تحریک تقاضا می شود و بالعکس: داشتن صاحبان بیشتر احتمال موفقیت (در اجاره) را افزایش می دهد؛ یا از طرفی داشتن افراد غیر مالک بیشتر احتمال اجاره موفق را برای مالکان افزایش می دهد.
- یک واحد منبع می تواند نیازهای مصرفی بیش از یک مصرف کننده را تامین کند. (استفاده کامل از منابع)
- اشتراک یک به یک از طرفی می تواند مالکیت را کاهش دهد. (زیرا افراد به جای مالکیت گزینه اجاره را دارند – اثر آدم خواری)؛ از طرفی می تواند مالکیت را جذاب تر کند (مقرون به صرفه تر کند – اثر افزایش ارزش)
- محصولات مشترک استفاده بیشتری را تجربه می کنند در نتیجه افزایش درآمد داریم. (اثر استفاده)
چالشهای این پلتفرم:
- قیمت گذاری خدمات پلتفرم
- نحوه تطبیق مالکان و غیر مالکان چگونه باید باشد (مخصوصا در محیط هایی که منابع ناهمگون است)
- پلتفرم چقدر باید در کاهش اصطکاک بازار دخالت نماید؟
- در چه شرایطی پلتفرم از اشتراک گذاری یک به یک سود می برد و به چه میزان؟
- آیا تولیدکنندگان باید به ارائه محصولات برای اجاره کوتاه مدت به جای فروش مستقیم روی آورند؟ یا باید از آن دوذری کنند؟ و یا باید از هر دو روش هم زمان استفاده نمایند و به چه میزان؟
ازدیگر موارد به وجود آمده بر اثر این پلتفرم:
- مازاد مصرف (برای مصرف کنندگان)
- رفاه اجتماعی (افرادی که ممکن است در غیر این صورت، امکان خرید یا استفاده محصول را نداشته باشند)
- محیط زیست
- ایمنی کمتر در مقابل دسترسی بیشتر به منابع
- آلودگی (تولید، توزیع، استفاده و دفع بیشتر محصول)
- منبع درآمد جدید برای مالکان
- مازاد مصرف (ممکن است برای منابع مضر باشد)
- افزایش مالکیت (محصولاتی که خیلی گران بودند به لطف درآمد اجاره مقرون به صرفه می شوند)
تحقیقات نشان داده:
- اگر هزینه مالکیت به اندازه کافی بالا باشد، به اشتراک گذاری می تواند منجر به مالکیت بیشتر و استفاده بیشتر شود.
- نسبت هزینه مالکیت به هزینه استفاده تعیین می کند آیا اشتراک گذاری منجر به افزایش مالکیت و ترافیک می شود و یا برعکس باعث کاهش آنها می شود؟
مثال در مورد این نوع پلتفرم: ترب و اسنپ شاپ
دسته دوم: پلتفرم های خدمات درخواستی
این پلتفرم کارگران (به عنوان نمایندگان مستقل) به مشتریان (که به یک سرویس در یک زمان خاص و محدود نیاز دارند) متصل می کند. مثال در مورد این نوع پلتفرم Uber، Snapp و آچاره
ویژگی های این نوع پلتفرم:
- میزان زمانی که کارگران به پلتفرم اختصتص می دهند می تواند از یک کارگر به کارگر دیگر متفاوت باشد.
- کارگران علاوه بر مورد فوق می توانند از جهات دیگر ناهمگن باشند از جمله: منطقه جغرافیایی که در آن مایل به کار هستند؛ زمانی که می توانند کار کنند؛ توانایی از نظر نوع و کیفیت کاری که می توانند ارائه دهند.
- مشتریان علاوه بر قیمت، به تاخیر ی که قبل از دریافت خدمات تجربه می کنند و به کیفیت خدمات نیز توجه می نمایند.
- قیمت های پیشنهادی بالاتر پلتفرم باعث می شود کارگران زمان بیشتری را به پلتفرم اختصاص دهند در حالی که قیمت های پایین تر باعث تقاضای بیشتر می شود.
در این نوع پلتفرم دستمزد دریافتی کارگران مشمول زمانی است که مشغول کار هستند همچنین زمانی است که انتظار دریافت خدمات را می کشند.
مقایسه این پلتفرم با مدل سنتی آن:
- ظرفیت بر تقاضا اثر و بالعکس: به عبارتی دیگر تقاضا توسط ظرفیت تحریک می شود. (ظرفیت بیشتر به معنای کاهش تاخیر گرفتن خدمات است). ظرفیت توسط تصمیمات کارگران مستقل تعیین می شود؛ که تصمیم می گیرند چه زمانی چه مقدار در کجا کار کنند و به مشوق های دستمزد و تقاضا پاسخ دهند.
- ظرفیت و تقاضا از نطر زمانی و مکانی متفاوت است؛ به عبارتی دیگر : علاوه بر عدم تطابق زمانی بین عرضه و تقاضا عدم تطابق مکانی نیز وجود دارد.
چالش های این نوع پلتفرم:
- برای هر خدمت چه قیمتی باید پیشنهاد گردد و از آن چه مقدار و چه میزان را باید به کارگران داد (کمیسیون پلتفرم)
تحقیقات نشان داده قیمت های پویا در مقایسه با قیمت های ثابت، هم برای کارگران و هم برای مشتریان جذاب تر می باشد؛ همچنین برای سوددهی پلتفرم نیز مفیدتر خواهد بود.
تحقیقات دیگری نشان می دهد دریافت کمیسیون ثابت بهینه نسبت به پرداخت دستمزد بصورت مستقل، بهتر عمل می کند.
در تحقیق دیگری داریم: داشتن قیمت اولیه پایه بهینه برای هر خدمت می تواند بسیار مفید باشد.
- تطابق ارائه دهندگان خدمات با درخواست های خدمات در صورتی که ناهمگونی (زمانی و مکانی) وجود دارد، چگونه باید باشد؟
یکی از مشکلات پیش روی این تطابق این است که ممکن است منجر به تولید زمان های طولانی انتظار و یا اعمال سیاست های خاص ارسال گردد. این اتفاق هنگامی که سیستم در حد متوسط بوده و منطقه خدمت رسانی بزرگ است تاثیر بیشتری دارد (که به عنوان تعقیب غاز وحشی یا پدیده اعزام مطالعه گردیده است). یکی از روش های روبرویی با این مسئله، افزایش قیمت درخواست رانندگان دور دست می باشد.
- از آنجایی که این نوع پلتفرک متکی به کارگران مستقل است که از حمایت های نظارتی متفاوتی برخوردار هستند، استخدام ایشان با فرهنگ های مختلفی باید صورت پذیرد که این خود چالش برانگیز است. (مدافعان کارگری بر این عقیده اند که رشد این نوع پلتفرم از این منظر به ضرر کارگران است)
همچنین گروه های صنعتی ادعا دارند که این نوع پلتفرم ها به طور ناعادلانه ای با کسب و کارهای سنتی مشابه (که طبق مقررات کار می کنند) رقابت می کند. به عنوان مثال رقابت اسنپ با آژانس های سنتی.
- در شهرهای بزرگ نیز این نوع پلتفرم باعث افزایش سفر، حمل و نقل، آلوگی و ازدحام شده است.
- در این نوع اقتصاد، افزایش اولیه استخر نیروی کار باعث تحریک تقاضا، شلوغ تر کردن کارگران و افزایش دستمزد موثر آنها می شود.
از دیگر ویژگی های این نوع پلتفرم: (طبق تحقیقات ورود Uber به کشورهای چین و ایالات متحده آمریکا)
- افزایش مالکیت وسایل نقلیه
- بهبود رفاه اجتماعی
- کاهش فعالیت کارآفرینی
- ایجاد شغل برای بیکاران وافراد کم کار
- افزایش قیمت باعث رفاه کلی مصرف کننده و راننده همچنین افزایش سود پلتفرم شده است.
- هم اکنون محققان در حال مطالعه در مورد نحوه تصمیم گیری کارگران درباره زمان و میزان کار هستند.
دسته سوم پلتفرم ها
یکی از کاربردهای مهم اقتصاد اشتراکی در دو مدل فوق این است که برای ارائه خدمات به افراد یا شرکت خاصی متکی نیستیم. در روش سوم ارائه خدمت یک شرکت به مشتریان می باشد. برای مثال مطابق این دسته می توان سیستم اجاره دوچرخه های درون شهری شهرداری در تهران را مد نظر قرار داد.
مقایسه این روش با مدل سنتی آن:
- نیاز به رزرو قبلی نیست: (به دلیل حجم زیاد عرضه) در نتیجه از این بابت شکایات و نارضایتی از طرف مشتری به شدت کاهش می یابد.
- منابع بصورت مکانی توزیع شده اند (برای به حداکثر رساندن خدمات، شرکت موجودی خود را در چندین مکان توزیع می کند.
- موارد اجاره شده از یک مکان را می توان به مکان دیگر بازگرداند. (بدین ترتیب با سیستم های به اشتراک گذاری شناور آزاد روبرو هستیم به عبارتی هیچ مکان مشخصی برای وسیله وجود ندارد)
چالش های پیش روی شرکت در قیمت گذاری:
- ظرفیت اجاره
- اندازه منطقه خدمات
- نقاط تحویل و فاصله آن ها از یکدیگر
- جابجایی فیزیکی وسایل
- مدت زمان انتظار خدمات
- مدت زمان استفاده از خدمات
که موارد فوق همگی باید در بازه های زمانی کوتاه مدت مورد مطالعه قرار گیرد.
شرکت باید به دو نکته ذیل توجه کافی مبذول دارد:
- به دلیل تصادفی بودن مکان تحویل وسایل، شرکت باید در دوره های زمانی خاص مبادرت به انتقال وسایل به مکان های دیگر نماید تا همگونی منابع توزیع حفظ گردد.
- چالش دوم شرکت مربوط به تعیین اندازه شبکه توزیع خدمات است. این چالش بوسیله تئوری صف قابل تحلیل می باشد. هر یک از مکان ها باید به عنوان سرور یا منبعی دارای صف مورد نظر خودش در نظر گرفت.
برای تحلیل اقتصاد اشتراکی از سه نظریه ذیل که از مدیریت کلاسیک به عاریه گرفته شده است استفاده می کنیم:
- نظریه موجودی
- مدیریت درآمد
- نظریه صف
در نظریه موجودی:
کنترل عرضه برای تامین تقاضا مد نظر قرار می گیرد.
همانطور که در بالا بحث گردید در برخی موارد بخصوص در اقتصاد مشارکتی، عرضه و تقاضا را باید خارج از تسلط پلتفرم دانست. در نتیجه، بیشتر بحث تصمیمات پلتفرم ها در مورد تنظیم زمان عرضه و یا چگونگی تطبیق با تقاضا می باشد.
در موارد خاصی نیز تطبیق عرضه و تقاضا وابسته به قوانین دولت می گردد. در این حالت دولت آستانه تطبیق را مشخص می کند و در صورت فراتر رفتن ازآن آستانه، پلتفرم مجاز به تطبیق عرضه و تقاضا می شود. (که به آن سطوح بهینه می گویند)
در تئوری صف:
ازدحام زمانی ایجاد می شود که ظرفیت خدمات محدودی وجود داشته و تقاضا به طور مداوم در طول زمان رخ دهد.
دراقتصاد اشتراکی کارگران مستقل تصمیم می گیرند در چه زمان و چه مقدار برای پلتفرم کار کنند بنابراین پیوسته ورود و خروج کارگران وجود دارد. بدین منظور می توان در تحلیل این پلتفرم از ترکیب کارگران ثابت با کارگران متغیر (ورودی و خروجی) استفاده نمود.
صف های دو طرفه:
وروو و خروج مشتریان و یا کاگران از منبعی به منبع دیگر کاملا تصادفی تغییر می کند. (مسافری که در منبع A وارد شده در منبع B خارج می شود همچنین راننده)
مسئله رقابت در صف های دو طرفه هنوز بصورت کامل و مشخص مورد تحقیق قرار نگرفته است.
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.