آشنایی با انقلاب صنعتی و جنبش مدیریت علمی

تولید صنعتی در سالهای 1761-1831 با انقلاب صنعتی آغاز شد. بر اساس نظریه آدام اسمیت که در کتاب معروفش به نام ثروت ملل مطرح شد، تولیدات پیشه وری و دستی می توانستند بر اساس تقسیم کار تخصصی و سری سازی، تبدیل به تولید کارخانه ای شوند.

به عنوان مثال، به جای اینکه یک نفر کفاش همراه با کارگرانش همگی کفش تولید کنند و از ابتدا تا انتهای فرآیند تولید را رأساً انجام دهند، فرآیند مذکور به تعدادی فعالیت های مجزا تقسیم می شد؛ به طوریکه هریک از این فعالیت ها قابل انجام به صورت سری و استاندارد شده توسط یک کارگر غیر ماهر باشد. لذا سری سازی و استانداردسازی در صنعت شکل گرفت.

اختراع ماشین بخار توسط جیمز وات (1769) و طراحی قطعات قابل تعویض توسط الی ویتنی در کارخانه های اسلحه سازی، ساعت و ماشین در سال 1791 باعث ارتقای سیستم های تولید کارخانه ای از طریق ایجاد ماشین آلات پیشرفته با استفاده از نیروی بخار شدند. پیشرفت تکنولوژی و اختراع ماشین آلات نساجی، برش، تراش و آسیاب و … نیز سری سازی در تولیدات کارخانه ای را شدت بخشیدند.

مدیریت به مثابه یک علم کاربردی توسط فردریک تیلور تدوین شد. وی که بنیانگذار جنبشی تحت عنوان جنبش مدیریت علمی بود، در اواخر قرن 19 میلادی و اوایل قرن بیستم نظریه سازماندهی علمی کار را مطرح کرد. البته همانطور که گفته شد؛ قبل از او نیز سیستم تقسیم کار کارخانه ای پس از انقلاب صنعتی متداول شده بود. بر طبق نظریه آدام اسمیت می شد کارهای پیچیده را به عملیات ساده ای که قابل اجرا توسط کارگران نیمه ماهر یا غیرماهر (نیروی کار ارزان قیمتی که به طرف شهرها روانه شده بود) باشد، تقسیم کرد.

تیلور که یک مهندس با سابقه آمریکائی بود، می توان او را به حق پدر مدیریت علمی نامید. مطالعه و سازماندهی علمی کار را از طریق تقسیم کار به اجزاء بسیار ساده و کوچک که قابل زمان بندی بودند پایه گذاری و تدوین کرد.

تقریباً همزمان با تیلور، فرانک ولیلیان گیلبرت در آمریکا و هانری فایول در فرانسه تحقیقات مشابهی را آغاز کردند که به موجب آنها کارها و وظایف پیچیده (در ادارات، معادن، کارخانه ها و … ) قابل تجزیه به عملیات بسیار ساده با زمان ها و روش های اجرای از پیش مشخص شده بودند؛ بنابراین با توجه به استانداردهای زمانی و عملیاتی از قبل تعیین شده امکان اشتباه به حداقل ممکن می رسید. بدین ترتیب انقلابی در فرآیند تولید و سازماندهی کار آغاز شد که کمیت و کیفیت محصولات و خدمات را به طور چشمگیری ارتقا داد.

دیدگاه های تیلور صرفاً منحصر به سازماندهی و وظایف و مشاغل نمی شد، بلکه به نظر وی سازمان های ایده آل سازمان هایی بودند که در آنها تقسیم بندی های متعدد اداری و سلسله مراتب هرم گونه وجود داشته باشد. وحدت فرماندهی و در دسترس داشتن اطلاعات انحصاری توسط مدیران ارشد و کنترل و نظارت دائمی و مستقیم زیردستان از طریق مافوق هایشان، لازمه مدیریت سازمانهای آن زمان به حساب می آمدند.

تشویق ها و پاداش های غیرمادی، تفویض اختیار، اطلاع رسانی به سطوح پایین تر سازمان ها، مشارکت در تصمیم گیری های مدیریت و … از دیدگاه تیلور و نظریه پردازان سنتی (سنت گرایان) مانند فایول و ماکس وبر مورد قبول نبوده اند.

البته چنین سازمان های عریض و طویل هرم گونه ای که در آن ها تقسیم کار تخصصی در جزئیات خود از نوک هرم تا بخش های تحتانی اعمال می شد و رسمیت می یافت هرگز قدرت مانور و انعطاف پذیری سازمان های امروزی را نداشته اند و اصلًا احتیاجی به سرعت در تصمیم گیری های سازمانی در محیط های باثبات آن دوره احساس نمی شد.

نظرات تیلور و هم زمانانش به سرعت در یک سری کارخانه های پیلوت مانند فورد، سینگر، فولادسازی بتلهایم و … به مرحله اجرا درامد و نتایج بسیار بالایی نیز به بار آورد.

تکنیک هایی مانند زمانسنجی، حرکت سنجی (قابلیت تقسیم تمام وظایف صنعتی به 17 حرکت استاندارد پایه ای) استفاده از جداول زمان بندی که توسط تیلور، گیلبرت ها (لیلیان و فرانک گیلبرت) و هنری گانت ابداع شده بودند در کارخانه های پیشرفته آن دوره بسیار متداول بودند.

منبع اصلی:

مقالات جناب آقای دکتر جهانیار بامداد صوفی عضو هیأت علمی دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی تهران

دیدگاهی در “آشنایی با انقلاب صنعتی و جنبش مدیریت علمی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *